الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

97

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

ظلم و ستم كسى كه بر تو ستم مىكند زياد بر تو گران نيايد چرا كه در حقيقت بزيان خود و سود تو تلاش مىكند ( و سرانجام بر او پيروز خواهى شد ) پاداش كسى كه تو را خوشحال مىكند اين نيست كه به او بدى كنى . پسرم ! بدان كه « روزى » بر دوگونه است : يك نوع روزى است كه به جستجوى آن بر مىخيزى ، و روزى ديگرى است كه بسراغ تو خواهد آمد يعنى اگر تو هم بسويش نروى بسويت مىآيد ، چه زشت است خضوع بهنگام نياز ، و جفا و ستم بهنگام بىنيازى . تنها از دنيا آن مقدار مال تو خواهد بود كه با آن سراى آخرتت را اصلاح كنى . اگر قرار است براى چيزى كه از دستت رفته ناراحت شوى پس براى هر چيزى كه به تو نرسيده نيز ناراحت باش ! با آنچه در گذشته ديده و شنيده‌اى بر آنچه هنوز نيامده است استدلال كن ! چرا كه امور شبيه يكديگرند از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سود نمىبخشد مگر آن زمان كه سخت در توبيخ او مبالغه كنى ، چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مىپذيرند اما چهارپايان با زدن ! هم و غمها را با نيروى صبر و حسن يقين از خود دور ساز ! كسى كه ميانه‌روى را ترك كند از راه حق منحرف شده ، يار و همنشين در حكم خويشاوند است . دوست آن است كه در نبود انسان حق دوستى را رعايت كند ، هوا و هوس شريك كورى است . چه بسا دور افتادگانى كه از خويشاوندان نزديكترند و خويشاوندانى كه از هر كس دور تر مىباشند ! غريب كسى است كه دوست نداشته باشد . كسى كه از حق تجاوز كند در تنگنا قرار مىگيرد . آن كس كه به ارزش خود اكتفا كند برايش پاينده‌تر خواهد بود . مطمئن‌ترين وسيله‌اى كه مىتوانى به آن چنك بزنى وسيله‌اى است كه بين تو و خدايت ايجاد رابطه كند . كسى كه به كار تو اهميت نمىدهد در حقيقت دشمن تو است گاه مىشود كه نوميدى نوعى وصول به مقصد است ! و اين در صورتى است كه طمع موجب هلاكت شود . چنان نيست كه هر عيب پنهانى آشكار شود و همه فرصتها بنتيجه رسد گاه مىشود كه بينا بخطا مىرود ، و نابينا به مقصد مىرسد شر و بدى را تأخير افكن زيرا هر وقت بخواهى مىتوانى انجام دهى ! بريدن از جاهل معادل پيوند با عاقل و هوشيار است